کد مطلب: 12199 تعداد بازدید: ۲۹۵۰

از نظر آیات و روایات :

رابطه دین و سلامت روانی بشر

چهارشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۲۳:۵۳

خداوند كریم در قرآن می فرماید:« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَاراً» (اسراء: 82). و در جای دیگر می فرماید:«الَّذِینَ آمَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِاللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد: 28). یكی از مهم ترین مسائل دین اسلام توجه به بهداشت و سلامت جسمانی و روانی است. بعضی از واجبات و محرّمات الهی برای تأمین سلامتی و پیش گیری از ابتلا به امراض روحی و روانی تشریع شده است. در مكتب اسلام، هیچ انسانی حق ندارد با انجام كارهای زیان آور مانند سم خوردن و یا روی آوردن به كارهای ناشایست و به دور از شأن و منزلت انسانی، به سلامت جسم و روان خود آسیب وارد كند و یا خود را در معرض هلاكت و ذلت قرار دهد. همچنین نسبت به سلامت جسمی و روحی دیگر همنوعان خود نیز مسئول است.

 

به دلیل آنكه مسئله سلامتی و بیماری هم برای فرد و هم برای اجتماع از مهم ترین مسائل بوده و از سوی دیگر، جامعه بدون دغدغه بیماری فردی و اجتماعی در این جهان دست نایافتنی است، همیشه بشر به دنبال كشف علل و عوامل پیدایش بیماری و راه های پیش گیری از آن بوده است. تبیین علل بیماری مختص انسان های عادی نبوده، بلكه برگزیدگان خداوند نیز، كه از سرچشمه وحی سیراب می شدند، انسان ها را به رعایت و حفظ بهداشت جسم و جان سفارش نموده و در شناسایی و راه های پیش گیری از ابتلا به انواع بیماری های جسمی، روحی و روانی ارشاد و راهنمایی فرموده اند. خداوند در قرآن مجید، با تأكید بسیار، تنها راه رستگاری و سعادت انسان را در «تزكیه» و پالایش روح و روان آدمی می داند، آنجا كه می فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا.» ترجمه: (شمس: 9و 10) و در تعالیم اسلامی، اهمیت زیادی برای بهداشت و سلامتی جسم و جان آدمی برشمرده شده است. امام علی(علیه السلام)می فرماید: «الصّحةُ افضل النعم.» (محمّد محمّدى رى شهرى، میزان الحكمة، ج 5، ص 280) «وَ مَن كان فى النعمةِ جَهِلَ قدر البلیة.» (محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص 12 و 115 / محمّد محمّدى رى شهرى، پیشین، ج 10، ص 106) ترجمه: سلامتی یكی از نعمت های بزرگ الهی است و مانند هر نعمت دیگر، تا از دست نرود قدرش شناخته نشود. و نیز فرمودند: «الا و انّ مِن البلاءِ الفاقةُ، و اشدُّ مِن الفاقةِ مرضُ البدنِ، و اشدُّ مِن مرضِ البدنِ مرضُ القلب و اِنّ مِن النعم سعةُ المالِ و افضلُ مِن سعةِ المالِ صحّةُ البدنِ و افضلُ مِن صحةِ البدنِ تقوىَ القلبِ.» (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 19، ص 337 / محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج 81، ص 173 / محمّدمحمّدى رى شهرى،پیشین،ج5،ص281 و ج 10، ص 102.)


تأثیر آموزه های دینی بر بهداشت و سلامت روان


قلمرو دین و آموزه های آن تمامی حیات فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی بشر را در بر می گیرد. واژه «دین» در لغت، به معنای كیش، آیین، طریقت و شریعت است و در اصطلاح، به مجموعه اصول، قواعد بنیادی، احكام و دستوراتی اطلاق می شود كه از سوی خدا به انسان داده شده است. به عبارت دیگر، دین شامل گزاره های توصیفی و تجویزی است. مولای مؤمنان حضرت علی(علیه السلام)درباره برخی از حكمت ها و علت های تشریع آموزه ها و تعالیم دینی، می فرماید: خداوند ایمان را برای پاك سازی دل از شرك، نماز را برای پاك بودن از كبر و خودپسندی، زكات را عامل فزونی روزی، روزه را برای آزمودن اخلاص بندگان، حج را برای نزدیكی و همبستگی مسلمانان، جهاد را برای عزّت اسلام، امر به معروف را برای اصلاح توده های ناآگاه، نهی از منكر را برای بازداشتن بی خردان از زشتی ها، صله ارحام را برای فراوانی خویشاوندان، قصاص را برای پاس داری از خون ها، اجرای حدود را برای بزرگداشت محرّمات الهی، ترك می گساری را برای سلامت عقل، دوری از دزدی را برای تحقق عفّت، ترك زنا را برای سلامت نسل آدمی، ترك لواط را برای فزونی فرزندان، گواهی دادن را برای به دست آوردن حقوق انكار شده، ترك دروغ را برای حرمت نگه داشتن راستی، سلام كردن را برای امنیت از ترس ها امامت را برای سامان یافتن امور مردم، فرمان بری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب نمود(نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتى، ص 683).


دین باوری و سلامت روان


اولین آموزه تعلیمی پیامبران الهی به انسان ها در طول تاریخ بشر، عبادت و بندگی خداوند بوده است. توجه دادن انسان به ایمان به خداوند، توحید و یگانه پرستی و بندگی او، اولین و اساسی ترین آموزه انبیا و معصومان(علیهم السلام) بوده است. اصلی ترین ركن دین یعنی ایمان به خدای یكتا، انسان را از نگرانی، اضطراب و دغدغه خاطر مصون داشته و در برابر رویدادهای نامطلوب زندگی ثابت قدم و استوار نگه می دارد. به گونه ای كه حوادث نمی توانند تزلزلی در او ایجاد نمایند. قرآن مجید می فرماید: دین داری و دین باوری نشانه سلامت عقل و بی رغبتی و عدم تمایل به دین و معنویت دلیل بر سفاهت و بی خردی است(بقره: 130). بر اساس بینش اسلامی، هر انسانی از هنگام تولّد، با فطرت الهی و گرایش ذاتی به خداشناسی قدم به عرصه زندگی می گذارد. ساختار وجودی انسان به گونه ای است كه او را به سوی خدا هدایت می كند و در این میان، تفاوتی بین مسلمان و غیر مسلمان وجود ندارد، بلكه همه انسان ها در آغاز زندگی، از استعداد خاصی برای حقیقت جویی و نیل به كمال بهره مندند و به فرموده پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)، هر نوزادی با فطرت خدایی زاده می شود( بحار الانوار، ج 3، ص 281).با وجود این، فطرت و ساختار وجودی انسان در همه شرایط به صورت یكسان عمل نمی كند و ممكن است عوامل نامساعد بیرونی و محیط ناسالم زندگی مانع از شكوفایی و بروز نقش صحیح آن گردد(على رضا اعرافى و همكاران، اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، ص 119).

 

بر این اساس، لازم است به این جنبه از وجود آدمی، بخصوص در مورد كودكان و نوجوانان، توجه ویژه ای مبذول گردد تا حسّ دینی آن ها شكوفا شود; زیرا الگوپذیری و شكل گیری شخصیت در انسان از همان دوران كودكی و نوجوانی صورت می گیرد. یكی از تفاوت های اساسی انسان با حیوان در علم و خرد اوست. علم كه خمیرمایه و تعیین كننده عمل و رفتار و زمینه ساز الگوپذیری است، در زمان كودكی اثری پایدار و نقشی به یادماندنی در طول دوره زندگی دارد. با توجه به این جنبه وجودی كودكان و نوجوانان، معرفی و شناساندن الگوهای راستین اهمیت فراوان دارد; زیرا كودكان و نوجوانان نسبت به بزرگ سالان تربیت پذیرترند و این كار تنها در سایه آموزش و تربیت صحیح امكان پذیر است.بر این اساس، تعلیم این آموزه اساسی (دین داری و دین باوری) در محیط هایی كه افراد زندگی می كنند، مانند محیط خانواده، مدرسه و اجتماع از وظایف اولیا، مربّیان و دست اندركاران حفظ بهداشت محیط فكری و فرهنگی فرزندان و سایر افراد جامعه است.سالم سازی این محیط ها بر اساس تعالیم اسلامی، بهترین نقش را در بهبود وضع سلامت روحی و روانی فرد و اجتماع فراهم می كند; زیرا تنها دین و آموزه های آن است كه انسان را از گرداب تنهایی نجات می دهد، عدالت و دادگستری را تأمین و برقرار می سازد، عطش جاودانگی و بقا را در انسان به شیوه صحیح تأمین می نماید و صبر و بردباری انسان را در مصایب و آسیب ها افزون می نماید(حسن یوسفیان، نیاز به دین، مجموعه چشم انداز امام على(علیه السلام)، مؤسسه فرهنگى دانش و اندیشه معاصر، 1380).
نیاز به دین برای تأمین بهداشت و سلامت روان نیازی جهان شمول است. علاوه بر روان شناسان، بسیاری از اندیشمندان معاصر غربی نیز به این حقیقت دست یافته اند كه مشكل زیربنایی انسان معاصر اساساً به نیاز وی به دین و ارزش های معنوی برمی گردد. مورّخ معروف، آرنولو توین بی، می گوید: بحرانی كه اروپاییان در قرن حاضر دچار آن شده اند اساساً به فقر معنوی آن ها بازمی گردد. او معتقد است: تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی، كه غرب از آن رنج می برد، بازگشت به دین است. اصولا ایمان، تأثیر بسزایی در نفس انسان دارد; چرا كه اعتماد به نفس و قدرت او را بر صبر و تحمّل سختی های زندگی افزایش می دهد و احساس امنیت و آرامش را در نفس او مستقر می سازد و در درونش آسودگی خاطر به وجود می آورد. بدین سان، انسان غرق در احساس خوش بختی می شود(یوسف القرضاوى، الایمان و الحیاة، ص 335).


نیاز به دین و نقش مثبت آن در بهداشت و سلامت فرد و جامعه از نگاه برخی از روان شناسان غربی نیز مخفی نمانده است. یونگ معتقد است كه دین به انسان آرامش و به وجودش معنا می بخشد و راه های تحمّل مشكلات را به وی می آموزد(كارل گوستاو یونگ، فرد در جامعه هاى امروزى، ص 78). او در جای دیگر می گوید: انسان فطرتاً جویای سعادت خویش است و از فكر یك آینده شوم لرزه به اندامش می افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می گردد. ایمان مذهبی به حكم اینكه به انسان اعتماد و اطمینان می بخشد، دلهره و نگرانی نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان زایل می سازد و به او آرامش خاطر می دهد(همان، ص 58).
اعتقاد به یك قدرت برتر، به معتقدان این اطمینان را می دهد كه زندگی آن ها معنا و هدف دارد، در مبارزه و تلاش برای بقای صرف نیستند، نیروهای قدرتمند و نیك خواه در جهان فعالیت می كنند، و علی رغم هراس ها و بی ثباتی های موجود، آنان نباید نگران باشند(همان، ص 78).این توانایی مذهب در كاستن از غم های وجودی و مرتبط كردن ما با نیروهای قدرتمند معنوی، بزرگ ترین هدیه مذاهب به انسان هاست. برای یك فرد معتقد، این هدیه عبارت است از: احساس امید و آرامش، اما در سطحی گسترده تر. تأثیرات مذهب بسیار وسیع تر بوده اند. مذهب با برطرف كردن احساس ترس و پوچی انسان ها و دادن این احساس به آن ها كه دست های خردمند و توانایی، كشتی جهان را هدایت می كنند، به عنوان یك سرچشمه نیرومند دل گرمی و انگیزش عمل می كند و نه تنها در شكل گیری تاریخ انسان مؤثر بوده، بلكه علاوه بر این، احتمالا دلیل اصلی موفقیت نوع انسان در حفظ بقای خود بوده است(همان، ص 78).


ویلیام جیمز نیز معتقد است: قدرتی كه دین برای تحمّل مصایب به انسان می دهد هرگز از عهده اخلاق برنمی آید; زیرا شور و حرارتی كه با اعتقاد به دین در انسان حاصل می شود هرگز از عهده اخلاق برنمی آید(ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدى قائنى، چ دوم، قم، دارالفكر 1367، ص 178). در تعالیم اسلامی، اولین گام و نشانه سلامت روحی و روانی ایمان به خدا، دین داری و آگاهی از آموزه های دینی است(بقره: 131) زیرا دین به زندگی بشر معنا می بخشد و او را در كنار خوشی ها و شیرینی ها، رنج ها و شكست ها، از دست دادن ها و ناكامی ها، تنها نمی گذارد و این رنج ها و خوشی ها و نعمت ها و نقمت ها را برای امتحان و آزمودن انسان تبیین می نماید(فجر: 15و16). برخی از حوادث جهان مانند پیری و مرگ قابل پیش گیری و برطرف ساختن نیستند، اگرچه اموری هستند كه انسان را رنج می دهند. ایمان مذهبی و دین باوری در انسان نیروی مقاومت می آفریند و با تفسیر تلخی ها، آن ها را شیرین می گرداند و اموری همچون ظاهر وحشتناك مرگ را به وسیله ای برای بازگشت به سوی خدا و برخورداری از نعمت های ابدی خداوند مبدّل می سازد و بدین سان، نه تنها آن ها را تحمل پذیر، بلكه به پدیده ای شیرین مبدّل می سازد(مرتضى مطهرى، مقدّمه اى بر جهان بینى اسلامى، ص 34ـ40).

منبع: وب سایت دائره المعارف طهور

    2