سوره بقره را به لحاظ موضوعات مورد بحث، سوره جامعی دانستهاند که هم از اصول عقاید سخن گفته و هم احکام مسائل عبادى، اجتماعى، سياسى و اقتصادى را مطرح کرده است.[۱۳]
تفسیر نمونه مطالب سوره بقره را به صورت زیر خلاصه کرده است:
- توحيد و شناسايى خدا؛
- معاد و زندگى پس از مرگ؛
- اعجاز قرآن و اهميت آن؛
- يهود و منافقان و اقدامات آنها در برابر اسلام؛
- تاريخ پيامبران، بهویژه حضرت ابراهيم(ع) و حضرت موسى (ع)؛
- احکام نماز؛
- احکام روزه؛
- جهاد در راه خدا؛
- حج و تغيير قبله؛
- ازدواج و طلاق؛
- احكام تجارت و دِين؛
- احكام ربا؛
- انفاق در راه خدا؛
- قصاص؛
- گوشتهاى حرام؛
- قمار؛
- شراب؛
- احكام وصیت.[۱۴]
قصهها و روایتهای تاریخی
در سوره بقره به داستانها و روایات تاریخی متعددی از جمله داستان آفرینشِ آدم، داستانهایی از قوم بنیاسرائیل، زنده شدن پرندگان به اشاره حضرت ابراهیم(ع) و داستان طالوت و جالوت اشاره شده است.
-
داستان آفرینش آدم (پیامبر): این داستان در آیات ۳۰ تا ۳۹ سوره بقره آمده است و افزون بر این در سورههای اعراف آیات۱۰-۲۷، حجر آیات ۲۶-۴۳، اسراء آیات ۶۱-۶۵ و طه آیات ۱۱۵-۱۲۴ به آن پرداخته شده است.
- داستان شجره ممنوعه: آیه ۳۵ تا ۳۷
-
داستانهای بنیاسرائیل: از آیه ۴۰ تا ۶۶
- نجات از فرعون: آیه ۴۹-۵۰
- گوسالهپرستی بنیاسرائیل : آیه ۵۱-۵۴ و نیز آیات ۹۲-۹۳
- درخواست بنیاسرائیل برای رؤیت خدا: آیه ۵۵
- درخواست موسی(ع) برای زنده شدن بنیاسرائیل پس از هلاکت بر اثر صاعقه و دلیل بر رجعت: آیه ۵۶
- تبدیل کلمات: آیه ۵۸-۵۹[یادداشت ۲]
- اعجاز دوازده چشمه: آیه ۶۰
- درخواست غذاهای متعدد و بینوایی بنیاسرائیل: آیه ۶۱
- میثاق بنیاسرائیل: آیه ۶۳-۶۴ و در آیات ۸۳-۸۵
- نافرمانی در روز شنبه: آیه ۶۵-۶۶
- داستان گاو بنیاسرائیل: از آیات ۶۷ تا ۷۴. این داستان تنها در سوره بقره ذکر شده است.
- داستان هاروت و ماروت: عبارت از نام دو فرشتهای است که در آیه ۱۰۲ به آنها اشاره شده و برای از بین بردن سحر جادوگران از جانب خدا ماموریت داشتند.
- ابتلاء ابراهیم و تولیت بازسازی کعبه: آیه ۱۲۴-۱۲۷
- تغییر قبله در زمان پیامبر: آیه ۱۴۲-۱۵۰
- داستان طالوت و جالوت: از آیات ۲۴۶ تا ۲۵۱
- احتجاج ابراهیم با نمرود درباره قدرت پروردگار: آیه ۲۵۸ سوره بقره
- مشاهده احیاء پرندگان کشته شده توسط حضرت ابراهیم: آیه ۲۶۰ (در روایت آمده است حضرت ابراهیم(ع) بر لاشه نهنگی گذشت که نیم آن در خشکی و نیم آن در دریا بود و جانوران دریا و خشکی از آن میخوردند. ابلیس به ابراهیم گفت خدا چگونه این اجزا را از شکم این همه جانور گرد میآورد و ابراهیم از خدا خواست تا چگونگی احیا مردگان را به او نشان دهد. ندا آمد مگر ایمان نداری؟ ابراهیم پاسخ داد ایمان دارم، ولی برای اطمینان دل و خلاص شدن از وسوسه شیطان، زنده شدن مردگان را به من بنما. پس خدا به او دستور داد که چند پرنده کشته بر سر چهار کوه بگذار و آنها را صدا کن تا زنده شدن آنها را به چشم ببینی.[۱۶])
- داستان عزیر: در آیه ۲۵۹ سوره بقره
